گل در اومد از حموم!
نی نی خانمی پنج روزش شد و قرار شد که حمامش کنیم! صحنه ی جالبی بود مامانی گلناز و مامانی رضوان حمامش کردن و منم که نقش ناظر و پادو رو همزمان اجرا میکردم دیدن این صحنه ها واسم خیلی جالب بود ! 
مامانی گلناز از اخرین باری که نوزاد حمام کرده بود 25 سالی میگذشت و مامانی رضوان هم یه 17- 18 سالی بود که نی نی حمام نکرده بود هر دوتاشون دلهره داشتن که نکنه بچه مریض بشه! نکنه آب تو گوشش بره!! نکنه لیز بخوره!! نکنه آب یا کف توی دهنش بره و ... منم که تازه داشتم یاد میگرفتم که حمام کردن نوزاد چه تخصص مهمیه به عنوان کار آموز اجازه ی دست زدن به نی نی رو نداشتم یه کم از این صحنه ی بامزه فیلم گرفتم ( که این فیلم یکی از بهترین فیلمهای نوزادیه الناست و من خیلی دوستش دارم انقد النا لاغر و ضعیفه و با صدای نازی گریه میکنه که نگو..)
.gif)
بعد از حمام النا عالمی داشت! انقدر آروم و راضی بود مثل فرشته ها شده بود! البته فرشته های کچل!
چند ساعتی هم خواب عمیق و اساسی کرد..
النا خانمی عافیت باشه عسل مامان
اینم یه تصویر از آرامش بعد از حمام :

عااااااااااااااااااااااااشقتمممممممممممم
.gif)


گل در اومد از حموم!
